تبلیغات
خانخودی - مطالب ابر خانخودی: روستای خانخودی :گیور : دزیان:
 
خانخودی
برای تمامی هم ولایتی ها
 
 
پنجشنبه 23 شهریور 1391 :: نویسنده : وحید کریمی
بازهم برا تون پیامک های زیبا خواهم گذاشت تا دیداری بعد بای
خداوند نگه دارتون




نوع مطلب :
برچسب ها : خانخودی: روستای خانخودی :گیور : دزیان:،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 16 شهریور 1391 :: نویسنده : وحید کریمی

در عجبم از سیب خوردنمان...........
که از آن فقط چوبش میماند...
مگر این همه چوب که خوردیم
از یک سیب شروع نشد؟؟؟؟؟؟؟؟

فرستنده : مصطفی محمدی/ وازیچه

 

وقتی عشق در را زد ، زود باز نکنید...
بعضی ها مثل بچه ها زنگ میزنند و فرار میکنند!

 

سیــــــــــر شدم............
بس که سرد و گرم روزگار را چشیدم!

 

 

 

شایدباهم بودن سخت تكرارشودامابه یادهم بودن راهرلحظه میتوان تكراركرد.

 

 

سرنوشتم چیز دیگرراروایت میكند بی تعارف این دلم خیلی هوایت میكند .قلب من باهرصدا باهر تپش باهر سكوت یك نفس دارد دعایت می كند ..

 

دیگه جمله دوستت دارم باعث نمیشه رابطه ها نزدیک تر شن!!!این روزا باید بی توجه باشی تا دوستت داشته باشند
(
در نگاه کسی که پرواز نمیداند هر چه بیشتر اوج بگیری کوچکتر میشوی)

 

 

 

یه دوست قدیمی بهم میگفت هیچ وقت دل نبند
اون موقه نفهمیدم ولی حالا میدونم دل بستگی یعنی چی:می آیند......,عادت میدهند....... میروند
و تو همان تنهای دیروزی با گورستانی از خاطرات

 

 

 

تقصیر برگ ها نیست آدم ها همینند نفس كه میدهی له ات میكنند

چه حقیر و كوچك است آن كه به خود مغرور است ، چرا كه نمی داندبعد از بازی شطرنج .... شاه و سرباز همه در یك جعبه قرار می گیرند .

 

من آموختم توهم بیاموزپیش بی دردصحبت ازدرد مكنشاخه سبزدلت را به خطا زردمكنمرد اگرنیست كوه كه هست،تكیه بركوهكن و تكیه به نامرد مكن

 

گاﻫﯽ ﺷﺎﯾﺪ ﻻﺯﻡ ﺑﺎﺷﺪ ﺍﺯ ﯾﺎﺩ ﺑﺒﺮﯾﻢ
ﯾﺎد ﻫﻤﻪ ﯼ ﺁﻧﻬﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻧﺒﻮﺩﻧﺸﺎﻥ
ﺑﻮﺩﻧﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﺎﺯﯼ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ !


 

ما نسل خوابیدن با اسمس هستیم.نسل درد دل با غریبه های مجازی.نسل جمله های کورش کبیر و شریعتی.نسل دوستی های یواشکی.نسل ترس و درد.نسل سوخته.نسل من .نسل تو.یادمان باشد هنگامی که دوباره به جهنم رفتیم بین عذاب هایمان مدام بگوییم (یادش بخیر دنیای ما همین طور بود)

 

صدا...
دوربین ...
حركت....
بازهم برایم نقش بازی كن

 

 

سهراب ! گفتی: چشمها را باید شست! شستم...
گفتی جور دیگر باید دید! دیدم...
گفتی زیر باران باید رفت! رفتم...
ولی...او نه چشمهای خیسم را و نه نگاه دیگرم را، هیچكدام را ندید فقط زیر باران با طعنه ای خندید و گفت: دیوانه ی باران ندیده!

 

 

برهنه می آئیم، برهنه می بوسیم، برهنه می میریم، با این همه عریانی، هنوز قلب هیچکس پیدانیست...!!

.           .                       .

..

.

.

 

تو را دوست دارم بدون آنكه علتشرا بدانم. محبتی كه علت داشته باشد یا احترام است یا ریا.

 





نوع مطلب :
برچسب ها : خانخودی: روستای خانخودی :گیور : دزیان:، خانخودی: روستای خانخودی :گیور : دزیان:پیامک،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 16 شهریور 1391 :: نویسنده : وحید کریمی

 

خدا به فرشته ها شعور داد
بدون شهوت،
به حیوان ها شهوت داد
بدون شعور
و به انسان
هر دو را،
انسانی که شعورش بر شهوتش غلبه کند
از فرشته ها بالاتر است،
و انسانی که شهوتش بر شعورش غلبه کند
از حیوان…..پـسـت تر….!

 

 

 

 

 

دلت دریاست میدانمواین زیباست میدانمدر این ایام نورانی،دعایم كن،كه قلبت چشمه جوشان خوبیهاست،میدانم.

 

 

 

برای هر آدمی قد شخصیت و فهمش انرژی بذار
بیشتر که بشه ؛
خودت زیر سوال میری
 

 

 

 

باز هم بلند شو
ایستادنِ کسی که زمینش زده اند
از کسی که به زور سر پایش نگه داشته اند زیباتر است.....!

 

 

خواستی دیگر نباشی!!! آفرین چه با اراده.... لعنت به دبستانی که تو ازدرسهایش فقط "تصمیم کبری" را آموختی......
 

 

 

 

 

 

 

سخاوت هیچ حد و مرزی نمیشناسد
بسیار انسانها را دیده ام که در اوج تنگ دستی نگاه گرسنه ای را نتوانسته اند تحمل کنند و اینان دارا ترین انسانها هستند ....
و بسیار کسانی را دیده ام که در اوج رفاه هیچ سرمایه ای ندارند ...هیچ!

 

 

 

خیلی مواظب باش!!
اگه با شنیدن صداش دلت لرزید...
اگه با بدی هاش فرار نکردی و موندی...
دیگه تمومه...!!
اون شده همه ی دنیات

 

 

 

اینایی که فک میکنن کسی نمیتونه تحملشون کنه و برا همین تو دنیای تنهائی خودشون فرو میرن با اینکه توو تنهائی میترسن
اینا که سیگاری نیستن ولی زیاد میکشن
اینا که تار و پود شخصیتشون یه ته مایه طنز داره
اینائی که یا بچه های اول یا ته تغاریای خونه‌ن
اینا خیلی خوبن.....
تورو خدا وقتی باهاشون میرید توو رابطه، تنهاشون نزارید

 

 

 

 

قانون تو تنهایی من است و تنهایی من قانون عشق ارمغان دلدادگیست و این سرنوشت سادگیست.  

 

 

انسانها ناگهان شکسته و پیر نمی شونداین ماییم که دیر به دیر نگاهشان می کنیم

فرستنده : مهدی پورسلطانی از ارومیه

 

 

 

مجنون همیشه مرد نیست
گاهی مجنون دختركی تنهاست
كه زمانی لیلی كسی بود

… سراغم راازکلاغ بام خانه ات نگیرزیرا حقیقت بودنم رابه تکه پنیری میفروشد

دل اتفاقی ترین اشتـباه دنیاست !!!

 


بسته میشود آنــجا که نبـاید و کنـده میشود از جایی که نباید !

 

چه ساده قلبمان را دو دستی چسبیدیم که مبادا کسی آن را بدزدد و عاشقمان کند غافل از اینکه برای عاشق کردنمان عقلمان را می دزدند و حالا ما ماندیم و قلبی که اندیشیدن بلد نیست

 

روی ویترین ارزشهایم نوشتم حراج ! دیگر خریدار نداشت...

 

خیانت است اما...
آنقدر كه با یادت بوده ام باخودت نبوده ام...!

 

مثل ساحل آرام باش
تادیگران مثل دریا بی قرارت باشند.

 

 

یک مرد موفق کسی است که بیشتر ازآنچه همسرش خرج میکند،درآمدداشته باشدویک زن موفق کسی است که بتواند چنیین مردی را پیدا کند!!!!

 

همچون درخت باشیم که در تهاجم پاییز هرچه را بدهد،
روح زندگی را برای خویش نگه میدارد.

 

قلبم رو دادم به تو مراقبش باش نه برای این که قلب
منه برای این که تو توش هستی.

 

نمی خواهم بعد از مرگم به احترامم یک دقیقه سکوت کنی
اکنون که زبانت نیش دارد دهانت را ببند

 

در ساحل ماسه ای با خدا قدم میزدم , به پشت سرم نگاه كردم , جاهایی كه از خوشی ها حرف زده بودیم دو ردپا بود و جاهایی كه از سختی ها حرف زده بودیم جای یك ردپا بود;
به خدا گفتم در سختی ها كنارم نبودی؟
گفت آن ردپایی كه میبینی من هستم , تو را در سختی ها به دوش میكشیدم...

 

کم کم یاد خواهم گرفت با آدمها همانگونه باشم که هستند
همانقدر
خوب ، گرم ، مهربان
و همانقدر
بد ، سرد ، تلخ

 

خدایا پشت حصار خطاهایم بنویس"جوانی"

 

گرت در کشو قوس روزگار شوخ چشمی رسید،بدان در ابتلای یار گرفتاری و ظرف حیاتت را قالب بردباری میزنند.





نوع مطلب :
برچسب ها : خانخودی: روستای خانخودی :گیور : دزیان:پیامک: اس ام اس:، خانخودی: روستای خانخودی :گیور : دزیان:،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 16 شهریور 1391 :: نویسنده : وحید کریمی

زندگی زیباست؛ زشتیهاش تقصیر ماست. در مسیرش هر چی نازیباست اونم تدبیر ماست... .

 

 

 

 

خسته ام رفیق خسته نه اینکه کوه کنده باشم دل کنده ام

 

 

 

 

ما ""مـــرد"" هستیم! دستــــانمان از تو زِبرتر و پهن تر است!!! صورتمان ته ریشى دارد!!! گاهی دلگیراز بی وفایی ها ، اما دلمان دریــــاست! جـــاىِ گریـــــه كردن به بالكن میرویم و سیـــــگار دود میــــكنیم!!! ما با همــــان دستان پهن و زبرتو را نوازش میكنیم!!! دریایی از گرفتاری هم باشیم ،ولی.. با همان صورت ناصاف و ناملایم تو را میبوسیم ونوازشت میکنیم.. تا تو آرام شوى!!! آنقــــدر مارا نامــــرد ""نخوان""!!! آنقدر پول و ماشین و ثـــــروتمان را""نسنج فقط به ما ""دلت را بده"" تا زمین و زمان را برایت بدوزیم

 

 

 

 

بعضــی دردها مثــل "چایــی میــمونن
با گــذشت "زمان "سـرد" میشن ،
ولی "تلخیـش" از بین نمیره ...!

 

 

 

 

 

مرگ انسان زمانی ست که
نه شب بهانه ای برای خوابیدن دارد
و نه صبح دلیلی برای بیدار شدن

 

 

 

 

وقتی کسی رو ناراحت میکنی, فقط خودت میتونی آرومش کنی؛
مثل مار که وقتی نیش میزنه, پادزهرشُ از سمِ خودش میگیرن...

 

 

 

 

گاه گاهی دل من می گیرد، بیشتر وقت غروب، آن زمانی كه خدا نیز بر از تنهایی است و اذان در بیش است، من وضو خواهم ساخت، از خدا خواهم خواست كه تو تنها نشوی و دلت بر ز خوشی های دمادم باشد

 

 

 

 

دیگر آرزویـــی ندارم!
اگر خودم نـــه ،
حداقـــل
موهایــم سپیــد بختــــ شدند عاقبتـــ !

 

 

 

 

یه روز یه باباهه داشته روزنامه می خونده بچه اش میاد میگه بابا با هم بازی کنیم؟ باباهه که حوصله نداشته یه تیکه از روزنامه که نقشه دنیا روش بوده رو تیکه تیکه می کنه میده به بچه می گه فکر کن پازله درستش کن چند دقیقه بعد بچه درستش می کنه مییاردش باباهه می گه توکه نقشه ی دنیارو بلد نیستی چطور درستش کردی ؟ بچه می گه من ادمای پشت صفحه رو درست کردم اگه ادما درست شن دنیا هم درست میشه.

 





نوع مطلب :
برچسب ها : خانخودی: روستای خانخودی :گیور : دزیان:،
لینک های مرتبط :




درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : وحید کریمی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
<